295داستان ذوالقرنين و... 1به راستى كه وجود تشابه در اين داستانها شگفتآور است، مانند تشابه موجود در داستان حضرت يوسف(ع) كه مشكل بزرگى را در نقد قرآن فراهم مىسازد. حتّى در زمان حيات پيامبر(ص) نيز از بازگويى برخى از اعتراضات و انتقادات نسبت به اين موارد (كه امروزه پس از گذشت سيزده قرن مطرح مىشود)، خوددارى نكردهاند.
در واقع اگر ما عملاً از ارزش والاى قرآن چشمپوشى كنيم و يا بهخاطر برخى از مصالح و منافع اعتبارات ديگرى را در اين باره لحاظ كنيم، اين تشابه به صورت معمّايى نامفهوم جلوه مىكند. براى فهم اين معمّا شايسته است صفحهاى فرّار روى خود قرار دهيم و ديگر وجوه تشابه را در آن ثبت كنيم. براى اين كار، يك نمونه هم براى ما كافى است و آن داستان حضرت يوسف(ع) است كه ما آن را به عنوان مقياس « پژوهش نقد گونۀ » خويش پيرامون اين موضوع برمىگزينيم.