276طبقهبندى حالات مُحرَّمه در ارتباط با درجۀ خويشاوندى و ترتيب نزولى آن است، به اين معناكه مادر، دختر، خواهر، دختر برادر و دختر خواهر را از نوع قرابت مستقيم و مباشرى و - مرضعه - خواهر رضاعى را از طريق قرابت رضاعى مطرح مىكند. پس از آن بيان مىشود كه تزويج مادر همسر يا دختر و يا خواهر او بر وى حلال نيست. به عبارت ديگر در اينجا درجۀ قرابت در ارتباط با زن مورد قياس قرار گرفته است. و چه بساكه در اين طبقه بندى بتوان اولويّت گروه مردان بر گروه زنان را مشاهده كرد. دختر برادر قبل از دختر خواهر ذكر مىگردد و از خويشاوندى مربوط به شوهر پيش از خويشاوندى مربوط به زن، با اولويّت دادن به خويشان شوهر، ياد مىشود.
حال كه پذيرفتيم پيامبر(ص) نمىتوانسته است اين مُحرَّمات ذكر شده در آيه را قبل از نزول آن جمعآورى كند و نيز اين امكان را نداشته كه آنها را در اثناى وحى منظّم سازد، چون منظّم كردن اين مطالب با توجّه به موقعيّت روحى پيامبر(ص) در زمان دريافت وحى، منافات دارد، و نيز با توجّه به نتايج مقياس اوّل، نخواهيم توانست اين مسأله را از طريق « ديدگاه دكارتى » پاسخگو باشيم. و لذا در اين مورد مانند ديگر موارد، ناچاريم كه اين پديده را در خارج از چهارچوبى كه « دكارت » براى پاسخ به اينگونه پديدهها مطرح ساخته، تفسير نماييم.
«نمونهاى از وحدت تاريخى قرآن»
آيۀ زير، براى عنوان فوق مناسب مىباشد:
(1) چون منافقان نزد تو آمدند
(2) گفتند گواهى دهيم كه تو فرستادۀ خدايى
(3) و خدا مىداند كه همانا تو فرستادۀ اويى
(4) و خداوند گواهى دهد كه منافقان دروغگويانند 1.
اين آيهاى است كه اكنون به بررسى آن خواهيم پرداخت. هدف ما از شمارهگذارى و تجزيّۀ آيات به چهار قسمت، بهخاطر تحليل نظم قسمتهاى مختلف