260چيزى بوده كه تا اين زمان وحى شده است.
- در اين زمينه مىتوان آيات ديگرى را نيز مطرح كرد. به خصوص آيۀ زير كه مىفرمايد:
« بپرس از پيامبرانى كه قبل از تو فرستاديم، آيا قرار داديم بجز خداى رحمان، خدايانى كه پرستش شوند 1».
- اين آيه نفس، همان معنى را مىرساند.
- گاهى اوقات تفكيك ميان انديشۀ پيامبر(ص) و ديدگاههاى قرآنى، در قرآن كريم به مناسبت حادثهاى كه در زندگى معمولى (حيات مادّى) اتّفاق افتاده، انجام گرفته است:
« اگر خواسته بوديم آنان را بر تو نمايان مىكرديم، سپس آنان را از سيماى ظاهرشان مىشناختى... 2».
- درخاتمه آنكه ما اين تفكيك را در تعارض ميان انديشۀ محمّد(ص) و ديدگاه قرآنى در مىيابيم. چنآنكه در ذيل آيهاى كه آن را بعداً نيز مورد بررسى قرار خواهيم داد 3، اين واقعيّت به وضوح مشاهده مىگردد:
« وتعجيل مكن به قرآن قبل از آنكه وحى آن به سوى تو گذرانده شود 4».
- چون ما دربارۀ تفكيك ميان ديدگاههاى پيامبر(ص) با نظر گاههاى قرآن سخن مىگوييم بايد عنصر خارجى ديگرى را نيز در نظر آوريم كه با نقش خود، اين تفكيك را مورد تأكيد قرار مىدهد و آن عنصر ساخت مخصوص احاديث پيامبر(ص) است. اين سخن صحيحى است كه مىگويد: « متد (سبك و شيوه) همان شخص است 5».
- از جمله مسائل قطعى آن است كه احاديث منقول از پيامبر(ص) و وحى قرآنى هر كدام داراى اسلوبى خاص و ساختارى مخصوص مىباشند.
- عبارت قرآنى داراى نظم و آهنگى مخصوص بوده كه گوشها آن را مىشناسند.