199آثار و روايات مربوط به اين دورۀ حسّاس هر چند احياناً متّهم به اغراق گويى مىباشد، امّا آنگاه كه گرفتار كمبود تفاصيل تاريخى مىگردد، درست برعكس بهطور دقيق و كامل جانب احتياط و پرهيز را نگاه مىدارد.
و نيز ما در اين مورد به جهت كمبود جزيّيات تاريخى، ناچاريم به مراجع و مصادر روانى استنباط شده از قرآن كريم، توسّل جوييم، بدين طريق كه قرآن كريم از مسير اعطاى پارهاى از معارف موضوعى و آگاهيهاى قطعى نسبت به « من » در تمامى مراحل حيات محمّد (ص) و تشابه تصرّفات و دخالتهاى وى در خلال شئون گوناگون، از دوران ازدواج به بعد، رهنمون مىباشد.
بهر حال، (و بهر شكلى كه دوران پانزده سالۀ عزلت پيامبر(ص) گذشته باشد) اين مردى كه در خلال پانزده سال از صحنۀ تاريخ غايب مىگردد، بزودى و به مدّت 23 سال در اين صحنه با بروزى هر چه بازتر و روشنتر، ظاهر مىشود تا بيش از پيش زندگى كند، بيانديشد و به كار و كوشش بپردازد...
واقع اين است كه ما جزيّيات و تفاصيل حيات پيامبر(ص) (حتّى كوچكترين موضوع مربوط به زندگى خانوادگى او) را در مرحلۀ پس از نزول قرآن مىدانيم، سيرهاى كه پيش از « مرحلۀ قرآنى » همچنان صامت و در پردۀ اسرار باقى بود...
پس ممكن است خطوط اساسى سيرۀ آن حضرت(ص) در دوران عزلت نيز از مراجع و مأخذ مربوط به دوران بعدى حيات وى، روشن و مبرهن گردد...
خود پيامبر(ص) پس از اين، به شيوۀ ويژۀ خويش در استخدام اوقات شبانهروز، اشاره كرده و ضمن حديثى چنين مىفرمايد:
« شخص عاقلى كه بر عقل خويش غالب آمده است، اوقات خود را به ساعاتى چند تقسيم مىنمايد، ساعتى جهت عبادت و مناجات با پروردگار خويش، ساعتى جهت محاسبۀ نفس خويش، ساعتى جهت انديشه در صنع پروردگار و پديدههاى سازمان هستى، ساعتى جهت برآوردن نيازمندىهاى جسم خويش از مشروبات و مأكولات ...» و نيز فرمود: « عاقل كسى است كه اوقات خويش را در سه مرحله بگذراند: يا اشتغال به كارى كه « معاد » وزندگى جاودانۀ او را بسازد و يا معاش و زندگى دنيايى وى را درست كند و يا به بهرهورى از لذّتهاى مشروع و غير حرام مشغول باشد 1».