170امّا علىرغم (چنين بيم و واهمه، شك و ترديدى كه در ابتداى كار همۀ وجود رئيس كميته را فراگرفته بود) اين امر مهم و اساسى با مجاهدتها و كوششها و همكارىهاى صميمانه و آگاهانۀ اعضاء كميتۀ مزبور بپايان رسيد، شيوهاى كه اين گروه برگزيده بودند ساده و در عين حال بسيار دقيق بود، چون تمامى اعضاى كميته قرآن كريم را به همان ترتيبى كه در مصاحبت خود با رسول اكرم(ص) تعليم گرفته بودند، از حفظ داشتند و هنگام بروز اختلاف نيز به قطعاتى كه آيات قرآنى به هنگام نزول روى آنها ضبط شده بود، مراجعه مىكردند تا اينكه به كلّى ترديد از موضوع مورد اختلاف برداشته شود، باز هم به اين همه احتياطات ملحوظ بسنده ننموده و « زيد » و « عمر » (دو نفر از اعضاى كميتۀ تحقيق) به در مسجد مدينه مىرفتند و روايت توثيق شده توسّط كميتۀ تحقيق را به ساير اصحاب پيامبر(ص) ارائه مىنمودند تا ايشان نيز بر وثاقت روايت گواهى دهند...
با همۀ اين كوششها و مجاهدتهاى گسترده « نصقرآنى » با پارهاى از اختلافات لهجههاى شايع در ميان عرب جاهليّت، ضبط گرديد، تا اينكه دوران خلافت « عثمان » فرا رسيد، وى فرمان داد تا همۀ اين تفاوتها برداشته شود، و قرآن كريم تنها با يك روايت و فقط با يك لغت (لغت قريش) نوشته شود.
براى همين منظور كميتۀ ديگرى كه رياست آن را باز هم « زيدبن ثابت » عهدهدار بود به دستور خليفۀ سوّم تشكيل گرديد، اين كميته اجراى امر مهم جديدى را نسبت به قرآن مجيد به عهده گرفت، كار مهمّ جديد اين بود كه اين بار « نص قرآنى » بهطور نهائى مورد بررسى قرار گرفته و متن آن تنها با يك لغت نوشته و ضبط گردد، تا اينكه تنوع در لهجهها موجب شقاق و پراكندگى و اختلاف در ميان اجتماع اسلامى نگردد...
كميتۀ دوّم توانست كار خود را در سال 25 هجرى با موفّقيت چشمگيرى بپايان رساند و از آن عصر قرآن كريم در شكل واحد شناخته شدهاى 1، از حدود « مراكش » و مرزهاى « منچورى » از نسلى به نسل ديگر منتقل گشت... بنابراين، قرآن