130
مذهب مادّى
در اين مذهب، « مادّه » در شكلى بنيادين، ذاتاً وماهيتاً علّت نخستين و نيز مبداء آغازين همۀ پديدههاى طبيعى مىباشد، و بديهى است كه بر اساس اين طرز تفكّر و اين نحوۀ برداشت از جهان، نمىتوان « مادّه » را چيزى حادث و عارضى بهشمار آورد، چون در اين هنگام، وجودى ممكن و معلول تلقّى شده و نيازمند به علّتى مستقل و آفريننده خواهد بود، و اين با فرض كلام، منافات دارد.
بنابر مبناى فوق آنچه را كه بهطور ساده مىتوان گفت، اين است كه:
« مادّه موجود است و غير مخلوق »! و بدين ترتيب ما دربارۀ اصل مادّه به عنوان مبداء نخستين هيچگونه بحثى نكرده و اتّفاق نظر داريم، و تنها به تطوّرات 1 و حالات پياپى و تحوّلات مستمر آن از ابتدا و از هنگام اوّليه، اهتمام مىورزيم:
پس ممكن است چنين گفته شود كه تنها خصيصۀ مادّه در ابتداى امر عبارت است از نوعى « كميّت » معيّن، يا « جرم ».
ولذا ضرورى است كه جملگى خواص و ويژگىهاى مادّه را چونان نتايج و