80
دسته سوّم: انحصار شفاعت در خدا و عدم شركت ديگرى
خداوند مىفرمايد:
قُلْ لِلّٰهِ الشَّفٰاعَةُ جَمِيعاً لَهُ مُلْكُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ
1
بگو همه شفاعت از آن خداست، فرمانروايى آسمانها و زمين از آن اوست، سپس به سوى او بازگردانده مىشويد.
روشن است كه خدا نزد كسى براى كسى شفاعت نمىكند، چون او برتر از هر چيز است، و هر چيز در پيشگاه او خاضع است. پس معناى اينكه همه شفاعت از آن اوست اين است كه خداى سبحان مالك مقام شفاعت است و هيچ كس جز با اجازه او شفاعت نمىكند. پس اين آيه، هم نفى عقيده مشركين است كه براى غير خدا شفاعت قائل بودند، هم نفى اعتقاد يهود و نصارى است كه به شفاعت مطلق و بىقيد و شرط در مورد شفاعت كننده و شفاعت شونده معتقدند. و اين منافات ندارد با اينكه بندگانى باشند كه چون مورد رضايت الهىاند، اذن شفاعت داشته باشند.
دسته چهارم: شفاعت به اذن خدا
آياتى هست كه به روشنى دلالت بر شفاعت كسانى با اذن الهى دارد. امّا اينكه آنان كيانند؟ قرآن از آنان چيزى نمىگويد. اينك آيات:
1. مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاّٰ بِإِذْنِهِ 2؛ «كيست كه نزد خدا شفاعت