42سپاه او از سران همين قبايل بودند، همچون هاشم مرقال، مالك اشتر، صعصعۀ بن صوحان و برادرش زيد، قيس بن سعد بن عباده، عبدالله بن عباس، محمد بن ابى بكر، و... اميرالمؤمنين(ع) با همين سپاه و همين فرماندهان بصره را فتح كرد، با قاسطين در صفين نبرد كرد و مارقين را از بين برد. پس در اين سپاه و فرماندهان، ايرانىها كجايند، تا احتمال دهيم كه آنان شالوده تشيعاند؟! به علاوه تنها ايرانيان نبودند كه اين مذهب را داشتند، بلكه تركها، هندىها وغير عربهاى ديگرى هم شيعه بودند.
3. اسلام ميان ايرانيان نيز مثل ملّتهاى ديگر منتشر مىشد و ايران به تشيع معروف نبود، تا آنكه گروهى از شيعيان اشعرى به قم و كاشان كوچ كردند و بذر تشيع را در آنجا افشاندند. اين در اواخر قرن نخست بود، در حالى كه ايرانيان در زمان خليفه دوم يعنى از سال 17 هجرى مسلمان شده بودند.
ايرانيانى كه مسلمان شدند، در آغاز كار جز اندكى شيعه نبودند، و بيشتر دانشمندان اهل سنّت همچون بخارى، ترمذى، نسائى، ابن ماجه، و حاكم نيشابورى و كسانى ديگر كه در طبقه بعد آمدند، ايرانى بودند.
البته گاهى براى ايرانى بودن ريشه تشيع، به اين استدلال مىشود كه تشيع و ايرانيان در موروثى بودن خلافت هم عقيده بودند. در دوره ساسانيان و ديگران چنين بود. ولى خلافت از نظر شيعه موروثى نيست، بلكه تابع نصّ و تعيين است، نهايت آنكه خداى متعال، نور امامت را در خاندان ويژهاى قرار داده كه هر امامى، امام پس از خود را تعيين مىكند.
4. هر كس تاريخ ايران و زندگى دانشمندان ايرانى و ورودشان به