41
فرضيه دوم: رنگ و ريشه ايرانى تشيع
براى پيدايش شيعه، فرضيه دوّمى مطرح است كه اختراع خاورشناسان است. آنان معتقدند تشيع، پديدهاى است كه پس از رحلت پيامبر اكرم(ص) پيدا شده است، از اين رو درپى علّت و سبب پيدايش آن بر آمدهاند، تا رسيدهاند به اين كه تشيع، رنگ و ريشه ايرانى دارد.
خلاصه اين فرضيه اين است كه مذهب شيعى يك گرايش ايرانى است، زيرا عرب معتقد به آزادى بود و ايرانيان معتقد به پادشاهى و وراثت بودند و معناى انتخاب را نمىدانستند. چون پيامبر(ص) در گذشت و فرزندى نداشت، گفتند: پس از او على(ع) به خلافت شايستهتر است. هماهنگى فكرى ميان ايرانيان و شيعه - يعنى موروثى بودن خلافت - دليل آن است كه تشيع، مولود ايرانيان است.
اين فرضيه ادّعايى بىدليل است، دلايل فراوانى كه براى تشيع، ريشه عربى را ثابت مىكند، دروغ بودن آن را ثابت مىكند.
دلايل عربى بودن ريشه تشيع عبارت است از:
1. تشيع در عصر پيامبر اكرم(ص) آشكار شد و پيروان على(ع) را شيعه مىگفتند و در زمان پيامبر(ص) و پس از او وجود داشتند.
پيشگامان تشيع در زمان پيامبر(ص) و اميرالمؤمنين(ع) همه عرب بودند و جز سلمان محمدى كسى از ايرانيان در ميان آنان نبود.
2. امام على بن ابى طالب(ع) در ايام خلافتش با سه جنگ درگير بود: جنگ جمل، صفين و نهروان و همه سپاهش عرب خالص عدنانى و قحطانى بودند. گروههايى از قريش، به سپاه او پيوسته بودند و فرماندهان