251نمىشناختند به آيه منسوخ عمل كردند و اختلاف پديد آوردند، غافل از آنكه در اين مورد بايد به قرآن و به آيهاى كه ناسخ سنت است عمل كند.
ابن جرير از انس نقل كرده است: قرآن بر مسح نازل شده و سنت بر شستن. 1 مقصود او از سنت، عمل پيامبر(ص) پيش از نزول قرآن است و روشن است كه قرآن، حاكم و ناسخ است. ابن عباس نيز گفته است: مردم به شستن عمل مىكنند، ولى من در كتاب خدا جز مسح نمىيابم. 2 اينگونه مىتوان ميان آنچه از عمل پيامبر(ص) نقل شده يعنى شستن و ظاهر آيهاى كه مسح را مىگويد جمع كرد و گفت كه شستن پيش از نزول آيه بوده است.
3. اشاعه شستن از طرف حكومت
حاكمان اصرار بر شستن پاها به جاى مسح داشتند و مردم را به آن وادار مىكردند، چرا كه زير پاها كثيف بود و بخش عمدهاى از مردم پابرهنه بودند، به نظرشان بهتر اين آمد كه به جاى مسح، پاها را بشويند. اين نكته در برخى نقلها آمده است، از جمله:
1. ابن جرير از حميد نقل مىكند ما نزد موسى بن انس بوديم كه گفت: اى اباحمزه! روزى در اهواز همراه حجاج بوديم، خطبه خواند و ياد از وضو كرد و گفت: صورتها و دستهايتان را بشوييد و سرها و پاها را مسح كنيد، از آدميزاد، هيچ جايش همچون كف پا آلوده نيست، زير و روى پا و پشتِ آن را بشوييد.