223هيچ فايدهاى نداشته است. قرآن كريم زن نوح و زن لوط را به عنوان نمونه كافران ياد مىكند كه در كنار دو بنده صالح خدا بودند، اما به آن دو خيانت كردند و اين همنشينى نتوانست آنان را از عذاب الهى برهاند و اهل دوزخ شدند. 1
صِرف همنشينى علّت تامّه تغيير همنشين به يك انسان عادل صالح خداترس نيست و مانع پرهيز از گناه كوچك يا بزرگ نمىشود. بلكه اگر كسى شايستگى هدايت و تصميم بهرهگيرى داشته باشد، اين همنشينى و مصاحبت مىتواند زمينهساز آن باشد، پس همنشينىها تأثيرهاى متفاوتى دارد و همه به يك شكل نيست.
عدالت ملكهاى نفسانى يا خشيتى الهى است كه در دل انسان جا مىگيرد و او را از گناه و مخالفت با سنتها و قوانين خدا باز مىدارد و اگر يك بار هم قواى حيوانى بر او چيره شود، فورى بر مىگردد و توبه مىكند و به زودى و دوباره سراغ آن گناه نمىرود و به همين خاطر، عادل، با معصوم تفاوت دارد، چون در معصوم، هرگز در طول عمرش قواى حيوانى بر او غلبه نمىكند. هرچند قدرت خلاف و گناه در او هست.
با توجه به اين واقعيت در ملكه عدالت، چگونه مىتوان نظريه عدالت صحابه را به مجرّد آنكه كسى يك بار يا يك روز و يك ماه يا بيشتر پيامبر اكرم(ص) را ديده است پذيرفت؟ پس صحابه هم مثل مردم ديگر يا مثل تابعيناند، ميان آنان خوب و بد و عادل و غيرعادل وجود دارد.