213رهبر، نگهدارنده رسالت و موجب همبستگى پيروان است، داستان نبرد احد است. در اثناى نبرد، صدايى برخاست كه «محمد كشته شد!».
در همان لحظه كه مسلمانان سرگرم نبرد با متجاوزان بودند اين صدا و خبر پخش شد. همين كه پخش شد پيشوا مرده است، آرايش صفوف به نحوى گسيخته شد كه هر كس ميدان را رها كرد و به سويى گريخت، تا آن جا كه بعضى هم به فكر افتادند به دشمن بپيوندند. وقتى خبر كشته شدن پيامبر(ص) تكذيب شد و مسلمانان يقين كردند كه رهبرشان سالم است و بعضى خودشان پيامبر(ص) را ديدند، دو باره گرد آمدند و پيرامون رسول خدا(ص) جمع شدند و به نبرد و دفاع پرداختند.
در ميدان كارزار، تلاش گروهى از رزمندگان فداكار آن است كه پرچم را در برابر هجوم دشمنان همچنان برافراشته نگاه دارند، چون افراشته بودن پرچم، اميد را در دل سپاه زنده نگه مىدارد. وجود فرمانده لشكر نيز در مقرّ فرماندهى همين نقش را دارد، هر چند ساكت و آرام باشد. اما وقتى خبر كشته شدن فرمانده در ميان سپاهيان پخش مىشود، هر چه هم لشكر عظيم باشد، يك باره از هم مىپاشد، گويا روح از پيكرشان جدا شده است.
رئيس يك گروه يا كشور، تا زنده است، چه در سفر باشد و يا چه در رختخوابش خوابيده باشد، مايه حيات و حركت و نظم و آرامش است، ولى شنيدن خبر مرگ او، موجب نوميدى در همه مىشود.
شيعيان بر اساس اعتقادشان به اين كه امام زمان(ع) زنده است هر چند