182بر اين تعيين و نصب اعتراض كردند. 1 اگر تعيين عمر از سوى ابوبكر صرفاً يك پيشنهاد و معرّفى نامزد بود، جايى براى اعتراض صحابه نبود.
تعيين خليفه سوم از راه شورايى مركب از ششنفر صورت گرفت كه از طرف خليفه دوم تعيين شدند و اين نوعى تعيين خليفه بود كه ديگران را از مراجعه به آراى عمومى بازداشت.
از جمله موانعى كه تحقق اجماع مسلمين را غير عملى مىسازد، پراكندگى مسلمانان در اطراف دنياست و اين مسأله، كار اجماع بر يك شخص معين را محال يا دشوار مىسازد.
2. آيا شورى اساس حكومت است؟
برخى از اهل سنت كوشيدهاند ساختار حكومت اسلامى بر پايه شورا را به منزله رفراندوم و مراجعه به آراى عمومى ترسيم كنند و به دو آيه استدلال كردهاند:
آيه اول: وَ شٰاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ 2; «در كارها با مردم مشورت كن.»
خداوند، به پيامبر خود دستور مىدهد مشورت كند، تا به امت آموزش دهد در كارهاى مهم خود از جمله خلافت، مشورت كنند.
پاسخ آن است كه اولاً: آيه، خطاب به حاكمى است كه حكومتش مستقر شده است. بيشترين چيزى كه از آيه مىتوان برداشت كرد، اين است كه مشاوره با مردم از وظايف همه حاكمان است. اما اين كه خلافت با همين مشورت تحقق يابد، با اين آيه نمىتوان بر آن استدلال