144
بدعتگذارى در تعريف بدعت
تعريف بدعت و مفهوم آن روشن شد. از نمونههاى بدعت، يكى هم اين است كه سيره گذشتگان معيار حق و باطل قرار گيرد. بعضىها بسيارى از امور را تنها به اين دليل كه در زمان صحابه و تابعين نبوده است، بدعت مىشمارند.
معيار در تشخيص بدعت از سنت، رجوع به «ثقلين» است، چه آن را به قرآن و عترت تفسير كنيم و چه آن را قرآن و سنت بدانيم، پس اگر چيزى از قرآن و سنت دلالت مىكرد كه آن جزء دين است، بدعت نيست، وگرنه، پخش و اشاعه آن در ميان مسلمانان به اين عنوان كه جزئى از شريعت است، بدعت است.
جشن براى ميلاد پيامبر(ص) يا برخاستن براى قرآن و بوسيدن آن اگر از سوى يك مسلمان به اين عنوان انجام گيرد كه جزء دين است، اينها بدعت نيست، چون اين گونه گرامىداشت براى پيامبر خدا يا قرآن، گر چه در شريعت اسلامى وارد نشده، ولى در اصول كلى دعوت كننده به تكريم و احترام پيامبر(ص) مىگنجد.
خداوند خطاب به پيامبر(ص) مىفرمايد:
وَ رَفَعْنٰا لَكَ ذِكْرَكَ
1
تو را بلند آوازه كرديم.
روشن است كه جشن گرفتن براى آن حضرت، بلند آوازه ساختن اوست كه خدا از آن خبر داده است. دوستى پيامبر و خاندان او، دعوتِ