143اما در لغت، پديد آوردن و ساختن چيزى بدون نمونه قبلى است و در اصطلاح، بدعت چيزى است كه پديد آورده شود و در شريعت، اصلى كه بر آن دلالت كند نباشد، اما آن چه كه اصلى در شرع بر آن دلالت كند، شرعاً بدعت نيست، هر چند در لغت بدعت باشد.
بدعت در نظر شرع سه قيد دارد:
1. چيزى در اعتقادات يا احكام دينى، كم يا زياد شود.
2. دعوت و نشر در كار باشد.
3. دليلى شرعى بر اين كه به صورت كلى يا جزئى از دين است، وجود نداشته باشد.
دقت در اين قيدها حقيقت بدعت را روشن مىسازد، چيزى از دين كاستن يا بر آن افزودن، افترا بر خداوند است و خداوند از افتراى بر خدا نكوهش كرده است. 1
پس اگر كسى چيزى پديد آورد كه سابقه نداشته و كار او ربطى و دخالتى به دين نداشته باشد، مثل برخى عادتها يا بعضى از صنعتها، از نظر شرع، بدعت نيست، چون پديد آورنده ادعا نمىكند كه آن پديده از متن دين است. بنابراين، جشنهاى رسمى كه دولتهاى مختلف براى اهدافى بر پا مىكنند و ربطى به دين ندارد بدعت نيست، چون به عنوان اين كه شرع به آن دستور داده برگزار نمىكنند، اما حلال يا حرام بودن آنها تابع موازين شرعى است.