154در اين دنيا ديده است يا خير؟ 1ابن تيميه در برابر آيه شريفه سوره انعام كه به صراحت، ديدن خداوند را به طور كلى نفى نموده، مىفرمايد: « لاٰ تُدْرِكُهُ الْأَبْصٰارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصٰارَ ، ديدگان او را ادراك نمىكنند ولى او ديدگان را ادراك مىكند.» 2 به توجيهى شگفتآور دست يازيده مىگويد: «ممكن است رؤيت باشد، بدون آن كه ادراك صورت گيرد.» 3ابن تيميه آشكارا خداوند را داراى جهت و قابل اشاره مىداند و در اين اعتقاد، به ظاهر آيات و اخبار بسيارى استدلال مىكند. 4 وى كتاب رساله حمويه را براى اثبات اين مطلب نوشته كه خداوند در روى عرش و بالاى آسمانها است و مىتوان با انگشتان دست به او اشاره نمود و گاه نيز مىخندد!! به اعتقاد وى هر كس معتقد نباشد خدا بر فراز عرش و در بالاى آسمانهاست، بايد او را توبه داد و اگر توبه نكرد، بايد او را كشت! 5او گام را فراتر نهاده، به استناد برخى از آيات، خداوند را داراى اعضا و جوارحى همچون دست و صورت مىداند، ولى به استناد آيه شريفه: « لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ ، چيزى مانند او نيست و اوست شنواى بينا.» 6 لطف كرده، مىگويد: اعضا و جوارح يا بالاى عرش بودن خداوند، مثل دست و پا و صورت و بالاى صندلى بودن مخلوقات نيست!! او تأويل اين گونه آيات و جستجوى فهم مقصود آنها را كار متكلّمين و متأثّر از بيگانگان و ناپسند مىداند! 7