151تخريب نمود، 1 ولى پس از دريافت نامهاى توبيخآميز از امير «احسا» كه فعاليت و اقدامات محمد بن عبد الوهاب را ناروا دانسته بود، وى را نزد خود خواند تا عذر وى را از اقامت در شهر بخواهد.
محمد بن عبد الوهاب در سخنانى طمع برانگيز، او را به يارى خود دعوت نمود، اما سخنانش سودمند نيفتاد. به ناچار به سال 1160 هجرى قمرى از شهر عينيه خارج و به شهر «درعيه» رهسپار گرديد؛ امير درعيه محمد بن سعود جدّ آلسعود به توصيه همسرش به ديدار وى شتافت و در پايان مذاكرات، توافق شد محمد بن عبدالوهاب رهبرى مذهبى و محمد بن سعود، رهبرى سياسى و حكومت را بر عهده گيرد.
پس از آن محمد بن عبدالوهاب با نگارش نامه به رؤسا و قضات سرزمين نجد، همگان را به اطاعت از خود فراخواند و محمد بن سعود را به تجهيز سپاهى گران تشويق نمود. هر كس به او مىگرويد بايد سرش را مىتراشيد 2 و هر كس عقايد او را نمىپذيرفت و از پيروى وى سر باز مىزد، همانند كافران محارب به قتل رسيده، اموالش تصاحب مىشد و به عنوان غنيمت جنگى محسوب مىگرديد. 3 شهرهاى اطراف به تدريج مورد حمله قرار گرفت و تصرف آنها در دستور كار قرار گرفت. بدين سان سرزمين نجد، يمن و حجاز، مورد يورش قرار گرفت و تصرف شد.
اگر چه محمد بن عبدالوهاب در سال 1206 هجرى قمرى در اواخر امارت عبدالعزيز، در سن 91 يا 98 سالگى چشم از جهان فرو بست، اما حاكمان آل سعود با استناد به انديشه و فتواى وى، در سالروز خجسته عيد غدير در هجدهم ذى حجه سال 1216 هجرى قمرى، با سپاهى متشكل از بيست و پنج هزار نفر به