73بندهاش يعقوب برسد. قرآن با صراحت اين حقيقت را چنين بيان مىكند:
«فَلَمّٰا أَنْ جٰاءَ الْبَشِيرُ أَلْقٰاهُ عَلىٰ وَجْهِهِ فَارْتَدَّ بَصِيراً» 1
«چون مژده دهنده آمد، آن پيراهن را به صورت او افكند، پس او بينا شد.»
3. تبرّك به جايگاه اصحاب كهف
به نقل قرآن كريم، وقتى مؤمنان و يكتاپرستان، مخفىگاه جوانمردانِ «اصحاب كهف» را يافتند، اتفاق نظر داشتند كه بر قبور آنان مسجدى بسازند تا محلّ عبادت و وسيلهاى براى تبركجستن به عبادت در كنار آن پيكرهاى مطهّر گردد. 2 مفسران مىگويند هدف از ساختن مسجد، برپايى نماز و تبرك به اجساد مطهّر آنان بوده است.
دقت در اين آيات ما را از يك اصل علمى و قرآنى روشن آگاه مىكند و آن اينكه گاهى خواست الهى بر اين مىشود كه نعمتها و مواهب مادى و معنوى را از خلال اسباب و عوامل طبيعى به بشر افاضه كند، مثل آنكه بشر را از راه اسباب طبيعى هدايت كند، از اين رو پيامبران را به عنوان بشارت دهنده و بيم دهنده فرستاده است. گاهى نيز ارادۀ خدا بر اين تعلّق مىگيرد كه فيض خويش را از راهها و اسباب غيرطبيعى جارى سازد. تبرّك يكى از آن راههاى غيرطبيعى است كه انسان به آن روى مىآورد تا فيض الهى و نعمت پروردگار را به دست آورد.
مسلمانان به آثار پيامبر اعظم صلى الله عليه و آله و به موى شريف او و به قطرات آب وضوى آن حضرت و به جامه و ظرف و لمس بدن مطهّرش تبرك