222شستن. 1 مقصود او از سنت، عمل پيامبر صلى الله عليه و آله پيش از نزول قرآن است و روشن است كه قرآن، حاكم و ناسخ است. ابن عباس نيز گفته است: مردم به شستن عمل مىكنند، ولى من در كتاب خدا جز مسح نمىيابم. 2 اينگونه مىتوان ميان آنچه از عمل پيامبر صلى الله عليه و آله نقل شده يعنى شستن و ظاهر آيهاى كه مسح را مىگويد جمع كرد و گفت كه شستن پيش از نزول آيه بوده است.
3- اشاعۀ شستن از طرف حكومت
حاكمان اصرار بر شستن پاها به جاى مسح داشتند و مردم را به آن وادار مىكردند، چرا كه زير پاها كثيف بود و بخش عمدهاى از مردم پابرهنه بودند، به نظرشان بهتر اين آمد كه به جاى مسح، پاها را بشويند.
اين نكته در برخى نقلها آمده است، از جمله:
1- ابن جرير از حميد نقل مىكند ما نزد موسى بن انس بوديم كه گفت:
اى اباحمزه! روزى در اهواز همراه حجاج بوديم، خطبه خواند و ياد از وضو كرد و گفت: صورتها ودستهايتان را بشوييد و سرها و پاها را مسح كنيد، از آدميزاد، هيچ جايش همچون كف پا آلوده نيست، زير و روى پا و پشتِ آن را بشوييد.
انس گفت: خدا راست گفت و حجاج دروغ گفت، خداوند مىفرمايد: