57عطابخش زمين وزمان» يعنى همين بهاءالدينمحمد جوينى قرار گيرد. وى بيش از نيم صفحه براى وى القاب آورده است. در نسخه ما جاى اسم سفيد است اما چنان كه در جاى ديگر گفتيم، مقايسه اين متن با آنچه در كامل بهايى آمده، هيچ ترديدى باقى نمى گذارد كه مقصود همان محمد جوينى پسر شمس الدين است كه در اينجا از هر دو ياد كرده و دعاهاى فراوان بدرقه آنان كرده است.
عماد در اينجا از دو دولت او ياد مى كند اول دولت دنياوى و ديگرى دولت دينى. دولت دنياوى هم قدرت شگرف و شگفت اوست كه «امروز تدبير ملك عرب و عجم و تقدير كار ايران زمين در اين بساط جلال با كمال مى گردد». اما اين دولت، در واقع از بركت دولت دينى است كه اساسش «تمسك بالعروة الوثقى و محبت آل عبا از خاندان مصطفى و مرتضى» است. اين جوان «با حداثت سن و قلت ايام و اعوام، دايما مستخبر احوال علماى مدينه و فضلاى زمانه» است و درست همين است «سبب ابقاى ملك و دولت». (ص 9). عماد طبرى در فضاى ايجاد شده آثارى نگاشته و خود مى گويد كه «مناقب الطاهرين شصت كاغذ و كتاب كامل و كتاب منهج بهايى و امثال آن تصنيف» كرده است. در همين جا تأكيد مى كند كه «بنده كمينه قرب ده سال است كه كتب اخبار و تفاسير مخالف و مؤالف را مطالعه مى كند» به علاوه به حرفه مناظره هم كه آن زمان مرسوم بوده مشغول بوده، يكسره در پى اثبات حق اهل بيت و ابطال ديگران بوده است. اكنون يكى از نتايج آن مطالعات همين كتاب است كه در آن «استغراقى و جهدى تمام برفت در تأليف و تمهيد قواعد فوائد اين كتاب تا هر خبرى و اثرى كه مكتوب آمد، از مشاهير اخبار است نه از اوابد غرايب» در آن جمع كند (ص 10). وى مى گويد كه سند حديث را نياورده اما منبع را ذكر كرده است. از اين روست كه نام كتب زيادى در اين اثر آمده كه ما ضمن معرفى منابع عماد طبرى از آنها ياد كرده ايم.
به طور كلى بايد گفت كتاب از دو بخش يا به عبارتى يك مقدمه علمى مفصل تا صفحه 35 و يك بخش اصلى تركيب شده است. بخش يا مقدمه