56
ج: مرورى بر كتاب
در آغاز كتاب، مترجم شرحى در باره علت ترجمه آن به دست داده و آن را به خاطر درخواست «دوستان مخلص معتقد» به انجام رسانده است. ما پس از مرور بر كتاب شرح حال اين مترجم را كه از خاندانى بنام و برجسته، وساكن قم و كاشان بودهاند، خواهيم آورد. وى در اين مقدمه توضيح مى دهد كه كتاب به عربى بوده و عنوان شده است كه اين امر سبب مى شود تا «عوام را از آن فايده نه، و اهل عجم را از آن حظى نه» بنابرين بنا را بر آن نهاده است تا در عين حفظ متن عربى، آن را به فارسى درآورد.
مقدمه مؤلف طبق معهود، از ستايش خداوند آغاز شده و سپس به سراغ اهميت وجود شاهان و اميران رفته وجود توأمان دين و دولت را براى احياى سنت و ترك بدعت آن هم در كنف و حريم امرا و ملوك، مورد توجه قرار مى دهد. وى تأكيد مى كند كه در هميشه زمان، هر كتابى مختصر يا مطول، با «قوّت و وسيله مَلكى با سلطانى يا وزيرى بوده است». اما اين كه چه شد وى اين كتاب را براى بهاءالدين محمد جوينى نوشت داستان چنان است كه مؤلف در اصل مازندرانى بوده و آن زمان، ديار وى، دستخوش انقلابات و «زحمات و تلاطم قتل و اسر و حرب و غارات» بوده است. وى به دو دليل، منطقه جبال را براى زندگى انتخاب كرده است. نخست آن كه از مردمان در باره امن ترين نقطه پرس و جو كرده و «صادر و وارد» به او خبر داده اند كه «اهل عراق در امن و اماناند». به علاوه، حديثى از امام صادق (ع) را آورده كه در آن توصيه شده است كه در وقت فراگير شدن فتنه، راهى قم شويد كه فتنه را به آن راهى نيست.
در اين وقت، با استفاده از امنيت اين منطقه، توانست آثارى در دفاع از مذهب تشيع بنگارد و «چند مطولات و متوسطات و مختصرات به عربى و فارسى جمع» كند. (ص 7). در برابر، ديگران هم بيكار ننشستند و «اظهار ضغاين و ابراز دفاين عداوت عترت رسول عليهم السلام كردند». اما در مقابل او توانست مورد حمايت «دولت جوان جوانبخت صاحب قران فرمان ده و