50بنو الفتح اولاد كسى كه عصر روز كشته شدن امام حسين به عنوان بشارت براى يزيد سوره «إِنّٰا فَتَحْنٰا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً» مى خواند (ص 378).
مؤلف سنى و شيعه بودن برخى از مؤلفان را نمى شناسد. براى مثال چند مورد از كتاب الزينه نقل مى كند اما نويسنده آن را سنى مى داند (ص 219، 250) در حالى كه مؤلف اين كتاب ابوحاتم احمد بن حمدان رازى و شيعه اسماعيلى است. شگفت آن كه مصححان كتاب هم در پاورقى نوشته اند به اين كتاب دست نيافته اند. در جاى ديگرى از محمد بن سائب ياد كرده و اين كه همه مفسران بر اين باورند كه آيه تطهير در باره على و فاطمه و حسن و حسين است جز محمد بن سائب. سپس مى افزايد كه محمد بن سائب به فساد اخلاق شهره بوده است. شهر بن حوشب هم كه اين خبر را از او نقل كرده همان بود كه يك گونى آرد از همسايه اش دزديد و در دارالقضاء قسم خورد كه چنين نكرده اما گونى آرد در خانه اش پيدا شد! (ص 241).
در باره زيارت قبور امامان (ع) هم مى نويسد: يكى از كرامات على و اولادش همين توجه مردم به زيارت آنهاست. شب و روز و تابستان وزمستان هزاران نفر به زيارت آنان مى روند. در ايام سوگوارى براى على و حسين سيصد هزار بلكه بيشتر در آنجا اجتماع مى كنند. علما كتابها در وصف زيارتشان مى نگارند. همه عالميان عظمت مزار آنان را مى بينند، عظمتى كه هيچ سلطانى در شرق و غرب ندارد. سال و ماه نمى گذرد كه عدهاى از مريضها سر قبر آنان شفا مى يابند و اين مشهور است. اين كه خداوند اينچنين قلبها را براى رفتن به مزار آنان تسخير كرده امرى خارق العاده و خود دليل بر امامت آنان است (245).
به باور وى، شيعيان در قياس با ديگران، پرهيزشان از شراب و زنا مسلم و در اقامه فرايض و عبادات اهتمام دارند. در حالى كه مخالفان به عكساند. وى مى افزايد: من وقتى اجدادم را با اجداد آنان مقايسه مى كنم همين حال را در شرق و غرب مىبينم و مىفهمم كه آنان بايد به من اقتدا كنند نه من به آنان.