41مناقب الطاهرين: 39/1: بنده كمينه اربعين بهايى نام به فارسى ساخته است با بسطى تمام در تفضيل اميرالمؤمنين (ع) بر انبياء و اوصياء وصحابه، اينجا تكرار نمىرود.
مناقب الطاهرين: 133/1: بدان كه از تصنيف اين كتاب مناقب الطاهرين تا هجرت رسول (ص) ششصد و هفتاد و يك سال است و در ايام گذشته هيچ كس دعوى نبوّت نكرد و هيچ صاحب حجّت ظاهر نشد.
مناقب الطاهرين: 201/1: از جمله روزى عالمى را ديدم از مشبّهه و مجسّمه، همايون نام. از وى احوال و مناقب صحابه پرسيدم. گفت: اين بِنصِر [انگشت كوچك] ميبينى، و اشارت به دست كرد كه وى كوچكترين همه انگشتان است و نادر بود كه وى را به كارى مشغول كنند يا حرمتى دارند و نيز به صورت از همه انگلشتان حقيرتر است. يعنى عليه السلام پيش ما به نسبت با صحابه چنين است كه اين حقير از انگشت پيش انگشتان بزرگ. و سخن در دهن ميخاييد و آنچه در دل داشت حيا داشت كه ظاهر كند و هر ساعت مىگفت: فهم كردى؟ بعد از آن كه تعريضى بگفتى به نقيصه خاندان رسول. و چون از اين فارغ شد شروع كرد در ابراء ساحت يزيد و معاويه و عذرها مى خواست و تقرير مى كرد كه فرداى قيامت در بهشت با همديگر باشند. و من مى شنيدم و به حكم «الا أن تتقوا منهم تقاة» - اى تقية جواب به احسن الوجه مى گفتم و به حكم وَ جٰادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ (النحل:125) معقتد الاماميه: 141 140: [پس از شرحى در باره قتل عامل علويان و سخت گيرى بر امامان در دوره امويان و عباسيان مى نويسد:] چون عاقل تأمل كند و با اين همه كه كردند، بحمد الله و منّه كه همه برّ و سهل و جبل، پر از علم فقه و اصول و فروع آل رسول است، سبب آن كه خداى تعالى ضامن دين رسول است و نگهدارنده اين طائفه و علم ايشان است و خالف را چون مؤالف تسخير كرده است تا روايت فضل آل رسول مى كنند و سبب بركات دعاى رسول (ص) است و دعاى ائمه عليهم السلام و هر روز زيادت تر است.