269آن كه آثار بهار از طراوت هوا و خرمى صحرا و غيره ظاهر شده بود، نهار را در قريۀ «توتل» كه متعلق به «ناصرالدوله» است صرف نموده، پس از تبديل مال كالسكه دوباره براه افتاديم، دو ساعت به غروب مانده رسيديم به قريۀ معروف به «امامزاده» و به واسطه فقدان اسب يدكى، شب را در آنجا مانده راحت كرديم، وجه تسميۀ اين قريه وجود بقعۀ «امامزاده شاپور» در آن است، كه گفتند از فرزندان «حضرت موسى الكاظم عليه السلام » مىباشد.
پل ديزآباد
امروز جمعه غرۀ رجب مطابق «بيست و يكم حوت»، صبح از قريۀ «امامزاده» حركت، و همهجا در جلگه هموار طى طريق كرده، ظهر رسيديم به قهوهخانه در كنار رودخانه.
اين رودخانۀ خيلى عريض و عميق، همان رودى است كه پل معروف «ديزآبادى» به روى آن ساخته شده، و چون پل مزبور منهدم شده، مسافرين از اين محل كه آسانتر است، و تا «ديزآباد» دو فرسخ فاصله دارد مىگذرند. در هر حال مسافرين و اثاثيه آنها را چند نفر آبباز، كه شغل آنها همين كار است، به روى سر و شانه گذاشته عبور مىدهند، و كالسكهها و گارىهاى خالى را از گدارهاى معين، توسط چهار يا شش اسب به آنطرف مىبرند، ما هم براى چهار ساعت به غروب مهياى عبور شديم، يعنى كنار رودخانه لباسهاى بلند و كفش و كلاه را كنده، با اثاثيه آن طرف ساحل فرستاديم، و خود به روى شانه آببازها سوار شده با هزاران وحشت و خطر غرق شدن از آب به سلامت گذشتيم، لكن دو نفر از «همدانىها» وسط رودخانه غلتيده و غوطهور شدند، و فوراً آببازهاى