265دست داد نديده بوديم، حساب كردم درست چهل ساعت بيدارى كشيده بوديم كه تقريباً نصف آن با نهايت زحمت و مشقت و مرارت برگزار شد.
كودتا در تهران
امروز دوشنبه دوازدهم جمادىالثانيه مطابق «سوم حوت»، به حمام رفته تنظيف و رفع خستگى كاملاً به عمل آمد، و نهار را در منزل «حاج محمّدحسين همدانى» موعود بوديم، ضمناً معلوم شد كه «گردنۀ آوج» از طريق «قزوين» و «گردنه يشر» از طريق «عراق»، چندى است از شدت برف و بارندگى مسدود، و عبور و مرور موقوف شده است، و چندين تلفات هم در راهها اتفاق افتاده، بعد از ورود ما به «همدان»، مخابرات تلگرافى هم به «طهران» مقطوع، بعضى حمل بر پاره شدن سيم تلگراف مىنمودند، لكن عموماً حدس مىزدند كه در «طهران» انقلاب و اتفاق تازه رخ داده، علىاىحال مدت ده دوازده روز ما در «همدان» معطل و بلاتكليف مانديم، و تمام ليالى و ايام را به ضيافت در منازل اهالى كه هركدام از ماها سابقۀ دوستى داشتند، و منازل آشنايان از «حجاج همدانى» كه امسال با ما همسفر بودند برگزار نموديم، برف هم همهروزه مىباريد و در كوچهها عبور و مرور خيلى زحمت داشت.
بالأخره بعد از هزار گونه شايعات ناگوار كه راجع به «طهران» منتشر شده بود، و هزاران اخبار وحشتناك كه در همين موضوع استماع مىشد، تلگرافات «طهران» رسيد و معلوم گرديد كه «آقا سيد ضياءالدين طباطبائى» ايجاد كودتائى در پايتخت كرده، و تمام اعيان و اشراف شهر را حبس و توقيف نموده، خود از طرف «شاه» به رياست وزراء انتخاب و منصوب شده، اين قدر اجمال قضيه بود كه رفع بعضى توهمات را كرد،