260رسيديم به قصبۀ «كرند»، و در منزل يك نفر آشناى دو نفر رفيق «كرمانشاهى» خودمان ورود نموديم، و پس از گرم شدن در كنار آتش، و صرف شام ساعت پنج از شب گذشته اسبها را عوض كردند، و در حالتى كه سرما در نهايت شدت بود، و برف تمام دشت و كوهها را پوشانيده بود حركت كرديم، و تمام بقيۀ شب را تا صبح طى طريق مىنموديم.
كرمانشاهان
امروز پنجشنبه غرۀ جمادىالثانيه مطابق «بيست و يكم دلو»، وارد «كرمانشاهان» شده و در خانۀ نزديك چاپارخانه ورود نموديم، طرف عصر تلگراف به «طهران» مخابره و كاغذ توسط پست ارسال گرديد، ليلۀ جمعه در منزل «آقا خليل تاجر همدانى» به مناسبت سابقه با آقاى «حاج سيد احمد»، و ليلۀ شنبه در منزل «آقا سيد محمّد بزاز» طرف تجارى «حاج سيد ابوطالب ماهوتچى»، و ليلۀ يكشنبه نيز در منزل «آقا خليل» موعود بوديم، اين دو سه روز را در «كرمانشاهان» بهسر برديم، هوا چندان سرد نبود لكن برف و يخ تمام كوچهها و معابر را مملو و مسدود نموده بود.
روز جمعه هم برف سنگينى باريد كه دو دفعه پارو كردند، و موافق اطلاعاتى كه به دست آمد هرچند متأسفانه مهاجمه «بالشويكها» به شهر «رشت» و فرار اهالى آنجا صدق بوده، لكن بحمداللّٰه اين خطر بزرگ به «قزوين» و «طهران» نرسيده و از اين جهت رفع يك قسمت از تشويش و پريشانحواسى ماشد، وبراى رفتناز«كرمانشاهان»هماندليجان چاپارخانه را كه با آن وارد شده بوديم، و دليجان بزرگ خوبى بود كرايه كرديم، و به جاى دو نفر رفيق «كرمانشاهانى» چهار نفر از «حجاج همدان» را كه در راهها با ما دوستى پيدا كرده بودند، براى تكميل عدۀ مسافرين دليجان