259مسامحه مىگذرانيدند.
بالأخره توسط چند رأس قاطر باركش از «تيروق» به «قصر شيرين» رفتيم، كه فاصلۀ آن قريب يك فرسخ مىشود. و در گمركخانه «قصر» هم كه متعلق به «ايران» است، تفتيشات گمركى به عمل آمد و تذكرههاى ما را گرفتند و ديگر ندادند، و در كاروانسرائى ورود كرده استراحت نموديم، و روز شنبه در تجسس مركب يا مركوبى برآمديم كه به «كرمانشاهان» برود، اتومبيل حاضر نبود، يك دستگاه «دليجان» 1 گرفتيم كه با چهار نفر يعنى آقايان «حاج سيد احمد» و «حاج سيد ابوطالب» و «حاج آقا بزرگ» و من با دو نفر مسافر «كرمانشاهى» كه در «قصر» پيدا كرديم با هم حركت كنيم، و درعوضكسرىدو نفر مسافر ديگر ما اضافه بار داشتيم كه كرايۀ آنرا داديم.
كرند
امروز سهشنبه بيست و نهم جمادىالاولى مطابق «نوزدهم دلو»، نزديك ظهر سوار دليجان شده حركت كرديم و دو ساعت به غروب مانده رسيديم به محلى كه موسوم به «خمپاره» است، و به واسطه حاضر نبودن اسب و ناامنى كه از راه نقل مىكردند شب را همانجا در دليجان گذرانيديم، و صبح چهارشنبه مال بستند و حركت كرديم و اين روز را بدون هيچ معطلى منزل به منزل، اسب دليجان را عوض مىكردند و ما مىرفتيم، نزديك «پاطاق»، برف به روى كوهها ظاهر گرديد و هرچه پيش مىرفتيم هوا سردتر و برف زيادتر مىشد، براى دو ساعت از شب گذشته