232سپس به واسطه عدم كفايت «عين حنين» 1 و ضرورت ايصال 2 آب 2به عرفات، كوهستان ييلاقى ديگرى را در نظر گرفتند، كه آب خوشگوار آن را به «عرفات» برسانند، و كوهستان مزبور عبارت از «جبل نعمان» بود كه موضوع تشبيب 3 و تغزلات 4 عشاق و شعراى عرب بوده است، و آب «جبل نعمان» را نيز كه به مصرف سقايت مزارع و باغات مىرسيده، به همان دستور مسطور، از مجارى تحتالجبالى به «عرفات» رسانيد، و اين آب از «عرفات» گذشته، مىرسد به «مشعرالحرام» در دامنۀ «جبلالرحمة»، بعد مىرود به «مزدلفه» و از آنجا دور زده در پشت كوه «منى» مىريزد در چاهى كه موسوم به «بئر زبيده» است، و امروز «عين حنين» و «عين نعمان»، هر دو به «قنات زبيده» تعبير مىشود، كه معادل يك مليون و هفتصد و پنجاه هزار مثقال طلا صرف احداث آن شده است، و چنانچه طلا را مثقالى سه تومان قيمت بگذاريم، اين مبلغ متجاوز از ده كرور تومان پول امروزۀ ايران ما مىشود، و هرچند صرف چنين مبلغ هنگفتى جهت احداث دو رشته قنات به نظر، مايۀ تعجب و بهتآور مىباشد، لكن كسى كه گردش مجراى مزبور را در زير كوههاى سخت ديده باشد، و فكرى در چگونگى ثقب و حفر آن، با فقدان اسباب و آلات در آن زمان نموده باشد، ابداً تعجبى نخواهد داشت.
عجيبتر آن است كه مباشرين و متصديان، چون صورت مخارج و مصارف قنات مزبور را در «بغداد» به خدمت «زبيده» رسانيدند، بهدون