230«ابوطاهر قرمطى» در روز «ترويه» 1 با قشون جرار 2 فراوانى بغتة 3 به «مكه» وارد شده و به محض ورود، شمشير در ميان طائفين و مصلين و محرمين و اهالى «مكه» گذارده، مشغول قتل عام شدند و متجاوز از سى هزار نفوس را در «مسجدالحرام» و كوچهها و خانههاى «مكه» گردن زدند، و سرهاى كشتگان را در «زمزم» و چاههاى بركههاى «مكه» ريختند، و تمامى اموال و مكنت مردم را غارت نمودند، و تمام اثاثيه و خزانه حرم را نيز بين خود تقسيم كردند، و در روز چهاردهم «ابوطاهر» امر نمود كه سنگ «مقام» را كه در آن جاى پاى «حضرت خليل» بوده است از جا بكنند، و چون يكى از خدام حرم آن را قبلاً برده بود و مخفى كرده بود، امر كرد «حجرالأسود» را از جاى درآورده، حمل به «هجر» كه از نواحى «بصره» است نمودند، و در «مسجد ضرار» منصوب نمودند.
«ابوطاهر» پس از يازده روز توقف در «مكه»، به «هجر» رفت و آن را موسوم به «دارالهجرة» نمود، و در نظر داشت كه زيارتگاه خلق را به آنجا انتقال دهد، و چند بار خلفاء و اعيان زمان، مبالغ گزاف طلا براى او فرستادند كه سنگ را به محل خود عودت دهد، قبول ننمود! تا آن كه به امر «خليفه فاطمى مصر»، يا به جهات ديگر كه مختلف ذكر شده است، در سنه 339 هجرى در روز «عيد اضحى»، «سنبر بن الحسين قرمطى»، سنگ را به «مكه» آورده به جاى اولش نصب نمود و مىگفت: «قد اخذناه بقدرة اللّٰه، وأعدناه بمشيّته، وقد أخذناه بأمرٍ، ورددناهُ بأمر» و پس از مدت بيست و دو سال كه سنگ به جاى اولش اعاده شد، آن را شكسته و در حلقه پيچيده