201كامل، امشب و دو شب ديگر مجلس عزادارى در خانۀ شخصى خودم تهيه ديدهام، خواهشمندم اين سه شب را زودتر از «بقيع» مراجعت نمائيد، در خانه مشتركاً عزادارى كنيم.
ضمناً تقاضا نموده بود كه روضهخوان هم از خودمان همراه ببريم، و شام هم در آنجا صرف كنيم، ما هم با تقديم تشكرات از نظريات عاليۀ ايشان، كه مبنى بر ميهماننوازى و ايجاد اتحاد بين فرق اسلام است، قبول نموده اول شب در «بقيع» عزادارى و سينهزنى مختصرى كرده، به راهنمائى مشعلدارها به طرف خانۀ «قائممقام» رفتيم.
يك باغچۀ مصفاى قشنگى بود، كه تمام آن را با چراغهاى زنبورى و فانوس روشن كرده بودند، در يك طرف، ايوان خيلى بزرگى را با اطاقهاى مجاور آن مفروش كرده بودند، خود «قائممقام» و پسرهايش و «شريفالشخاص» با چند نفر ديگر ايستاده، و با نهايت خوشروئى و تواضع، از واردين پذيرائى مىكردند، و اشاره به جلوس در اطاقها و ايوان مىنمودند، و پيشخدمتها براى هركس يك فنجان قهوه مىآوردند، دو ساعت از شب گذشته شروع به روضه توسط چهار نفر روضهخوان عرب و عجم كه قبلاً معين كرده بوديم شد، و عزادارى و سينهزنى به عمل آمد و الحق جناب «حاج شيخ عباسعلى خراسانى» كه ختم مجلس با او بود، داد سخن به مناسبت مجلس و مقام از حيث ذكر فضائل ائمه و مظلوميت آنها، و لزوم وحدت مسلمين عالم داد، و تمام مستندات كلام را آيات قرآنى و اخبار وارده از طريق اهل سنت قرار داد، و با اين حال ابداً از نزاكت لازمه در چنين مجلس، كه يك ثلث آن سنى مذهباند خارج نشد، پس از ختم مجلس و صرف چاى ما رفتيم و جمعى مانده صرف شام كردند.