144و امشب هوا صاف و دريا آرام بود لكن من از ظهر تب شديدى عارضم شد و نيمه شب عرق كردم.
ملحالاثمار
امروز جمعه بيست و هفتم ذىالقعده مطابق «بيست و دوم اسد»، من ده مثقال «ملحالاثمار» 1 خوردم مفيد واقع شد، نزديك ظهر يك رشته كوه در طرف يمين نمودار شد كه تا مدت پنج شش ساعت ما مىرفتيم دنبالۀ آن قطع نمىشد، معلوم است كه هم قلۀ كوه ديروزى، و هم سلسله امروزه از كوههاى «يمن» است كه ما از جنوب آن مىگذريم و قاعدةً تا فردا يا فردا شب بايد به شهر «عدن» برسيم، امروز و امشب هم هوا به كلى صاف، و دريا آرام و سرماهاى سخت مبدل به گرما شده بود.
عدن
امروز شنبه بيست و هشتم ذىالقعده مطابق با «بيست و سوم اسد»، صبح قدرى گَنهگَنه 2 خوردم فوراً حالم منقلب شد و مبتلا به مرض «داءالبحر» شدم كه عيناً اثرات دريا را دارد، تا ظهر از پا در افتاده بيهوش شدم، براى دو سه ساعت به غروب، چشم باز كردم ديدم رفقا دور من جمعاند و آب هندوانه به من مىخورانند، فوراً تمام سطح بدنم قرمز شد و كهير بيرون زد و تب خيلى شديدى عارض شد، تا حال فرجى پيدا كردم.
از مسرت و خوشحالى رفقا معلوم شد كه در ساحل شهر «عدن» رسيدهايم