65غم غارت شدن پيرهن كهنه نبود
چونكه پيراهنى از عشق بهبرداشت حسين
تا كه دين حفظ شود منّت شمشير كشيد
بهر حق كرد فدا جانى اگر داشت حسين
همه را غرقه بهخون ديد و درخشان برخاك
آسمانى كه پر از شمس و قمر داشت حسين
يك طرف داغ برادر كمرش را بشكست
يك طرف آتش هجران پسر داشت حسين
تا كه سر سبز بماند شجر عاشورا
كام خشكيده ولى ديدهى تر داشت حسين
قامت ظلم اگر بود بهكف بودش تيغ
خرمن كفر اگر بود شرر داشت حسين
آن نهالىست كه بخشد به دو عالم هستى
آن درختىست كه از عشق ثمر داشت حسين
شده هر قطرهى خونش افق خورشيدى
با خود آيينهاى از جنس گهر داشت حسين
«ياسر» از تابش خورشيد رخ زيبايش
آسمانى همه لبريز قمر داشت حسين