187
رخ آلالۀ موعود بوسيد
گلى از گلشن معبود بوسيد
نشست و با لب خشكيدۀ خويش
لبِ رگهاى خون آلود بوسيد
جهانى را زِ غم دلگير مىكرد
طلوع عشق را تعبير مىكرد
كنار پيكر گلهاى خونين
حديث داغ را تفسير مىكرد