138
نذر سقّاى عشق - حضرت اباالفضل العبّاس عليه السلام
آبروى عشق
ساقى دشت عطش در التهاب
چون ز طفلان مىشنيد آواى آب
تشنگى تاب از تمامى برده بود
هر چه گل بود از عطش پژمرده بود
از عطش طفلان كه بى طاقت شدند
مشك و سقّا هر دو در خجلت شدند
تشنگى در دل شرر افروخته
جزء جزء مصحف حق سوخته
باز مىشد لالهها را آب داد
جرعهاى از چشمهى مهتاب داد
تا كه هستى گشت در جوش و خروش
العطش از خيمهها آمد به گوش
كاى عمو جان، ما همه تشنه لبيم
از عطش چون قلب هستى در تبيم
اى عمو آبى رسان بر تشنگان
گشت بىتابى عيان در تشنگان