106منكه سرمست تولّاى توأم
اى عمو خاك كف پاى توأم
تو كه از ظلم عدو مغمومى
تو كه مثل پدرم مظلومى
شور عشق تو بود در سر من
سپر تير غمت پيكر من
گر شكوفا شده در اين چمنم
گلى از گلشن باغ حسنم
آبى از جام بقا مىخواهم
در ره عشق بلا مىخواهم
اينكه از آتش خون آبم كن
وز مَىْ عشق تو سيرابم كن
چون حسين اين همه شور از او ديد
بهر ايثار سرور از او ديد
گفت زيبا گل باغ حسنم
برو اى لالهى سرخ چمنم
لطف معبود نگهدار تو باد
قاسمم دست خدا يار تو باد