60بر پا نمود،عمر شخصاً به در خانۀ او آمد و شركت كنندگان را از گريه كردن بر ابوبكر منع كرد،آنها چون به گفتار عمر گوش ندادند،به هشام بن وليد دستور داد وارد خانه شود و دختر ابىقحافه را به نزد وى بياورد.عايشه به هشام گفت:«بخدا سوگند در اين صورت خانه را بر سرت ويران خواهم كرد»عمر مجدداً به هشام دستور داد كه داخل خانه شود و اوامر خليفه را اجرا و امّ فروه،خواهر ابوبكر را در نزد وى حاضر نمود.عمر چند ضربه تازيانه بر پيكر امّ فروه نواخت كه ساير شركت كنندگان با ديدن اين صحنه مجلس را ترك نموده و متفرق شدند (فأخرج أمّ فروة أخت أبي بكر إلى عمر فعلاها بالدرّة فضربها ضربات...) 1
ابن ابى الحديد مىگويد:اوّلين كسى كه عمر در دوران خلافتش با تازيانه زد«امّ فروه»دختر ابىقحافه بود؛زيرا وقتى ابوبكر از دنيا رفت،زنان بر وى گريه و شيون مىنمودند،عمر چندين بار آنها را نهى نمود و چون آنان به گريۀ خود ادامه دادند،ام فروه را از ميانشان بيرون كرد و با تازيانه بر وى زد،زنان ديگر با ديدن كتك خوردن امّ فروه متفرق شدند. 2
از اين بررسى كوتاه،دو مطلب به دست مىآيد:
1-اين سختگيرى خليفه،در ارتباط با يك موضوع عاطفى همگانى و مورد ابتلاى عموم و انعكاس قطعى آن در منابع و مآخذ معمول و رايج از حديث و تاريخ كه در طول قرنها مورد استفادۀ مستقيم و غير مستقيم اهل سنت قرار گرفته است،در ميان اين گروه از مسلمانان همان بينش و فرهنگ را بوجود خواهد آورد و همان اثر را از خود بجاى خواهد گذاشت كه امروز شاهد آن هستيم.
بنابر اين اگر گروهى از مسلمانان،گريه كردن را عملى زشت و ناپسند و گريه كنندگان را مرتكب عمل غير مشروع و ناروا و افرادى دور از واقعيات مىپندارند،يك امر طبيعى است و از آثار و ثمرات همان حقيقت تاريخى است.