47است از:
«گريۀ شوق»،«گريۀ حزن»،«گريۀ ضعف و زبونى»،«گريۀ پيروزى و سربلندى»و«گريۀ دروغين».
آرى اشك عاشقانه زبان دل است و گريۀ واقعى فريادى است در سكوت؛فريادى كه نشان از ضعف و زبونى نيست.و سخن احساس و عشق آدمى است،در آنجا كه قلم توان نوشتن ندارد و در بيان ياراى ترسيم نيست؛
هرچند نيست درد دل ما نوشتنى
از اشك خود،دو سطر به ايما نوشتهايم 1
گريه در ديدگاه قرآن
قرآن كريم اين كتاب سترگ« گريه »را شيوۀ ديرينۀ انبياى الهى مىشمرد؛آنجا كه يعقوب براى يوسف خود سرشك غم ريخت،يادآور مىشود 2و گريۀ نوح را بيان مىكند. 3چون سخن از شعيب پيامبر مىشود،گريۀ او را به درگاه خداوند گوشزد مىنمايد 4و داود را رسولى معرفى مىكند كه اهل گريه و راز و نياز بوده است. 5هنگامى كه به آخرين سفير سعادت خود؛يعنى حضرت محمّد صلى الله عليه و آله مىرسد،او و اصحاب عزيزش را مردانى مىشمرد كه سرشك غم و اندوه از ديدگان خود جارى مىكردند و با شنيدن آيات قرآن از خوف الهى اشك مىريختند 6و نسبت به اصحاب صفّه-آن تهيدستان لبريز از ايمان-ريزش اشك را به هنگام شنيدن قرآن نسبت مىدهد. 7