366شدن گرديد.
زائر گرامى! تو كه رهپوى ابراهيم خليل هستى،تأمل كن كه رهروان قبلۀ عشق در سرزمين آرزوها (منا) چگونه عمل كردند و همچنانكه در اعمال و مناسك به آنها تأسى جستهاى،در اين كار نيز پيروى كن،آنچه را جز خداست از دل بيرون بريز.محبتهاى مجازى را قربان كن.محشر را بياد آور كه مال و اولاد سودى ندارد و تنها قلب سليم از تو مىخواهند و بس؛ يَوْمَ لاٰ يَنْفَعُ مٰالٌ وَ لاٰ بَنُونَ* إِلاّٰ مَنْ أَتَى اللّٰهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ 1قلبى كه بىغلّ و غش باشد،آلوده به شرك و هوا نباشد،بل معمور به ايمان و محبت حقيقى و آكنده از مهر خدايى باشد.
تلاش كن با چنين قلبى آهنگ كوى دوست كنى و چون ابراهيم در جلب رضاى محبوب،سر از پا نشناسى،فانى فىاللّٰه شوى تا باقى باللّٰه گردى كه سفر حج سفر از خود به خدا و از اغيار به سوى يار است.اگر توانستى چنين حالتى را در خود پديد آورى سراپا نور مىشوى به گفته حافظ:
دست از مس وجود چو مردان ره شوى
و اينجاست كه مىتوانى از سفر به سوى حق بهرهگيرى و با توشهاى وافر به ميان خلق باز گردى؛چرا كه«حج سفر از خلق به حق و ازحق به خلق،همراه باحق»است.
در چنين وضعى،ديگر از رذيلتهاى اخلاقى اثرى نمىماند و همه فضيلت مىشود و غرض نهايى حج كه رنگ خدايى گرفتن است تحقق مىپذيرد.
بنابراين،بر آموزش دهندگان است كه عرفان حج و سير و سلوك الىاللّٰه را كه اصل اساسى اين عبادت است،براى زائران بيان كنند و همراه احكام و مناسك،معارف حج را نيز آموزش دهند تا قلبها را،و نه تنها قالبها را،به حق متوجه سازند و در يك مراقبت دائمى،بر اين مطلب تأكيد ورزند تا زائر خانۀ خدا خالى نرود و خالى برگردد و از عرفان