269كريم آورده است؛از قبيل:توفان نوح،ناقۀ صالح،اژدها شدن عصاى موسى،تولّد عيسى بدون پدر و نبوّت او و سخن گفتنش در گهواره و شفا دادن كوران و بينا شدن ديدگان يعقوب با پيراهن يوسف،و فرزنددار شدن ساره همسر ابراهيم (در سن نود سالگى) و نظاير اينها نيز از سيرۀ پيامبر صلى الله عليه و آله و امامان معصوم بسيار و به تواتر نقل شده است و منابع روايى و تاريخى بر اين حقيقت گواهى مىدهد.بنابر اين اگر از زمين خشك و سوزان، چشمۀ آبى بجوشد بىآنكه وسائل و عوامل عادى در آن دخالت داشته باشد،امرى بعيد و دور از عقل نيست.چه،هرگاه خدا اراده چيزى كند بىچون و چرا تحقّق خواهد يافت؛ إِنَّمٰا أَمْرُهُ إِذٰا أَرٰادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ 1و در اين امر علل و اسباب را نيز خود فراهم مىآورد.گاه اسباب و علل عادى است و گاه غير عادى.
به طور خلاصه،خداوند اراده كرده است كه چشمۀ زمزم پديد آيد و چنين شده است.
ب: اختلاف روايات در چگونگى جوشش زمزم است؛چنانكه ملاحظه كرديم، عمدۀ روايات-عامّه وخاصّه-در اين باره،آن را به اشاره دست غيبى و ظهور جبرئيل در صورت انسان و اقدام به پديد آوردن آب از زمين به امر پروردگار مستند مىكند.
برخى روايات نيز از اثر پاى اسماعيل در اين پديده سخن مىگويد كه در روايات فريقين به هر دو اشاره شده است.
ج:همچنين گروهى از روايات نيز جوشيدن آب را بدون بيان علّت وعامل آن مطرح ساخته است.و همۀ اينها مىتواند درجاى خود صحيح باشد و تضادّ و تزاحمى ميان روايات نيست؛همانگونه كه هيچكدام منافى عقل و عادت در سيرۀ برگزيدگان خدا نيست.
توضيح آنكه:اگر روايات دخالت جبرئيل را در نظر بگيريم و اينكه او با پاشنۀ پا و يا با انگشت دست و يا شهپرش زمين را شكافته كه بر اثر آن آب زمزم جوشيده است در اين صورت از تجسّم جبرئيل به صورت انسان سخن گفته شده كه نمونۀ آن را در آمدن