253را از تورات آورده است. 1
سرگذشت هاجر و اسماعيل
چنانكه در روايات پيشين ملاحظه كرديم هاجر و اسماعيل براى هميشه در حرم امن خدا و جوار بيت عتيق و چشمۀ زمزم منزل گرفتند و قبيلۀ جُرهُم به آنها پيوستند و هاجر و اسماعيل از تنهايى رهايى يافتند و هستۀ اوليه جامعۀ مكه بدينگونه تشكيل شد.
اسماعيل گوسفنددارى مىكرد و تيراندازى را در ميان قبيلۀ جُرهُم آموخت.او به زبان عربى،كه زبان جرهميان بود،سخن مىگفت.جرهم تعدادى گوسفند براى او آوردند و اين سرمايۀ اوليۀ وى شد. 2
مورخان گويند:پس از آنكه هاجر و كودكش در جوار كعبه و زمزم اسكان داده شدند،ابراهيم با علاقۀ شديدى كه نسبت به آنها داشت و بهخصوص تنها فرزندش اسماعيل،همهروزه به ديدار آنها مىآمد و به قولى هر هفته يكبار و بنا به قول ديگر هرماه يكبار.و پيمودن مسافت شام تا مكه بهوسيلۀ براق بود كه خداوند در اختيار ابراهيم مىنهاد. 3
خانه و آرامگاه هاجر و اسماعيل
پس از چندى و پيش از آنكه اسماعيل ازدواج كند،هاجر آن بانوى صالح و صابر وفات يافت.اسماعيل مادر گرامىاش را در خانۀ خود، 4در محلى در جوار كعبه كه بعداً به«حجر اسماعيل»نامور شد،به خاك سپرد.
در روايتى از قول امام صادق عليه السلام آمده است: