252همچنان مسافت ميان صفا و مروه را تا هفت مرتبه پيمود.ابن عباس از قول پيامبر صلى الله عليه و آله نقل كرده كه به همين خاطر مردم ميان صفا و مروه طواف مىكنند.
بالاخره هاجر نزد اسماعيل آمد و ديد همچنان بىقرار است.در اينحال صدايى شنيد اما كسى را نمىديد.هاجر گفت:صدايت را شنيدم،اگر مىتوانى به فرياد من برس.
در اين هنگام جبرئيل ظاهر شد و هاجر همراه او حركت كرد تا اينكه پاى خود را به محل چاه كوبيد و بهدنبال آن آب زمزم بيرون زد.
ابنعباس از قول رسول خدا صلى الله عليه و آله آورده است كه مادر اسماعيل اطراف آن آب را با خاك بهصورت حوضچهاى درآورد تا آب تمام نشود و مشك را آورد و پر از آب كرد و نوشيد و به كودك نوشانيد و بر بدن او پاشيد». 1
مورخ معروف فاكهى نيز از سعيد بن جبير،از ابن عباس در ادامه حديث پيشين،از رسول خدا صلى الله عليه و آله اضافه نموده است كه آن فرشته به هاجر گفت:
«تخافي على أهل هذاالوادى ظمأ فإنّها عين يشرب بها ضيفان اللّٰه». 2
«بر ساكنان اين وادى،از تشنگى بيمناك نباش،چه اين چشمهاى است كه ميهمانان خدا از آنخواهند نوشيد.»
داستان اين هجرت تاريخساز،افزون بر منابع متعدد اسلامى،در كتب پيشين نيز آمده است.
بنابه نقل علامۀ مجلسى رحمه الله،مرحوم سيد ابن طاووس از علماى بزرگ اماميه در كتاب «سعدالسعود»خود داستان هجرت خاندان ابراهيم (هاجر و اسماعيل) را از ترجمۀ تورات،سفر نهم و دهم نقل كرده كه البته در محتوا با منابع اسلامى تفاوتهايى دارد. 3و نيز«مطهر بن طاهر مقدسى»از علماى عامه نيز در كتاب«البدأ و التاريخ»خلاصه داستان