168طريق كرايه دادن لباس،آنهم براى يكبار،محل درآمدى براى خويش نگهدارند.اهلِ حلّ،يكى به جهتِ فقر و نادارى و ديگر به سببِ عدم تمكين در برابر مقررّات و امتيازاتِ برترى جويانۀ قريش،گاه زير اين بار نمىرفتند و چون غرض از حجّ،برپايى سُنّتى قبيلهاى و جاهلى بود،حاضر مىشدند زنانشان هم عُريان طواف كنند!
برحسب نقل ابن كثير،آيۀ سىام سورۀ اعراف براى جلوگيرى از اين عمل نازل شده است:
يٰا بَنِي آدَمَ خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ... 1
«اى فرزندان آدم،به هنگام هر عبادت لباسِ خود بپوشيد...»
اساف و نائله را در كنار كعبه نهاده بودند؛يكى در لصقا و ديگرى در محل زمزم.
طواف كننده ابتدا از اساف شروع مىكرد و پس استلام حَجَرالأسْوَد و ختمِ طواف،بار ديگر حجرالأسود را استلام مىكرد و پس از آن با استلام نائله،طواف را به پايان مىآورد.
بنا بر رسم مُشركان،طوافِ حجّ و عُمره،هميشه جنبۀ تعبد نداشت؛بلكه گاه براى اظهارِ خشم و شر و گواه گرفتن خانه بر ظلمِ دشمنان بود.
گفتهاند كه ابوجُندَب بن مُرَّة،كسى را از اهالى مكه پناه داد،ولى زُهَير اللَّحيانى،او را و زنش را بكُشت.
چون اين خبر به ابوجندب رسيد،از خانه بيرون آمد و پس از استلام ركن،عورت خود نمايان كرد و به طواف پرداخت،مردم دانستند كه او قصد شرارت دارد. 2
سعى صَفا و مَروه هم جزو طواف بود ولى همۀ مُشركان،در آنجا سعى نمىكردند،اهل حُمْس و شايد برخى ديگر،به اين كار دست مىزدند.
سعى بين صفا و مروه از شعائر خليل عليه السلام بود ولى ترك و مسخ شده بود با ظهور اسلام و فتح مكه،دستور انجام آن از سوى پيامبر خدا صادر شد: