161براى معناى لغتِ حُمْس،دو وجه ذكر كردهاند:
«الْحُمْسُ،جَمع أَحْمَسَ و حَمِسٍ،مِنْ حَمِسَ:أَي؛اشْتَدَّ وصَلُبَ فيالدِّينِ و الْقِتالِ،وَ قِيلَ:إِنَّهم لُقِّبُوا بِذَلكَ لِالْتِجائِهِم بِالْحَمْسَاءِ،وَهِيَ الكَعْبَةُ،لاَِنَّ حَجَرَها أَبْيَضُ إِلَى السَّوادِ». 1
پس با عنايت به متن فوق،حُمْس يا به معناى سختگيرى و استوارى در دين و نبرد است و يا به مناسبت رنگ سنگهاى كعبه است كه سفيد متمايل به سياهى است.
آنچه،پيروان حُمْس در حج ايجاد كردند،اينهاست:ترك وقوف در عَرفه و افاضۀ از آنجا به سوى مزدلفه.
آنها در عينِ اقرار به اين مناسك،مىگفتند:«ما اهل حرميم نمىبايد از حرم بيرون رويم و غير حرم را تعظيم كنيم.»چون حاجيان در عرفه قرار مىگرفتند،اينان در اطراف حرم وقوف مىكردند و شامگاهان به مزدلفه مىرفتند.
اين امر تا ظهور اسلام برجاى بود،تا كريمۀ 199 از سورۀ بقره،آن را ملغى كرد:
ثُمَّ أَفِيضُوا مِنْ حَيْثُ أَفٰاضَ النّٰاسُ.... 2
«سپس از آنجا كه ديگر مردم باز مىگردند،شما نيز باز گرديد.»
ديگر كارها كه قريشيان بايد به جهتِ رعايتِ حُمس،انجام مىدادند،اين بود:
در خوردنى،إِقّط،(شير خشكانده كه با آن غذا تهيه مىشد) نمىپختند.روغن داغ نمىكردند،شير برشير نمىافزودند و نگه نمىداشتند.و روغن نمىماليدند،گوشت نمىخوردند و چيزى از گياه حرم مصرف نمىكردند.
در پوشيدنى،پارچۀ مويين و پشمين از شتر و گوسفند و بز و پنبهاى نمىبافتند.
ولباس جديد برتن مىكردند.
در مَسكن،در زير چادر مويين نمىرفتند و از سايبان آن بهره نمىگرفتند.اگر