150پارهاى از محققين،برآنند كه لفظِ«مَكُورابا» (Macoraba) ودر تلفظ يونانى «مقورويا»،كه يونانيان از آن نام شهرى را مراد كردهاند،به معنى مكان تقرّب به خدا،همان «مكه»است.
مىدانيم كه كلمۀ«مَكْرُب»يك واژۀ دينى قديمى است كه مقارن هزارسال پيش از ميلاد سبائيان آن را بكار مىبردهاند.
بَطْلميوس (ptolemy) ،منجم و جغرافيدانِ قرن دوّم ميلادى به لفظ فوق اشاره كرده است. 1
براين اساس مىتوان گفت كه لفظ«مكّه»براى خانۀ خدا صفت و نعت است و اسم خاص نيست.ولى براثر استعمال و اشتهار،برجاى اسم نشسته است،مثل بيتالمقدس كه صفت برجاى علم نشسته است.
معادل همين كلمه«بكّه»است كه بنا بر رأى دكترجوادعلى هردو،تسميۀ واحدى است و در لهجههاى قبايل«ب»را از طريق قلب و ابدال،جاى«ميم»قرار مىدهند،خاصه در لهجههاى جنوبى جزيرة العرب. 2
پارهاى از محققان،برآنند كه لفظ«بَكّه»به معناى وادى عربى،معادل«درۀ» فارسى است:
إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنّٰاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبٰارَكاً وَ هُدىً لِلْعٰالَمِينَ. 3
«نخستين خانه كه براى مردم بنا شده همان است كه در مكه است.خانهاى كه جهانيان راسبب بركت و هدايت است.»
در قاموس آورده است:«بَكَّةُ»تُقال لِمكّةَ،أو لِما بين جَبَلَيْهَا.
به نظر مىرسد كه:واژۀ«بَكْ»سامى قديمى باشد.كلمۀ«بُقعاه»عبرى به معناى دره بكار رفته است و بر درۀ واقع بين لبنانِ ساحلى و لبنانِ شرقى كه رومىها سوريۀ فرو رفته