125بلكه آن را عنصر اصلى و محور مىداند و اركان چهارگانه را در اطراف آن طواف مىدهد؛ رَبَّنٰا وَ ابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولاً... .اينجاست كه بايد گفت كار پيامبران تأسيس حكومت است؛حكومتى كه در رأس آن رهبرى الهى باشد تا هم آيات الهى را بر مردم تلاوت كند و هم مردم را به معارف غيب آشنا سازد،هم حكمتهاى آسمانى را فراسوى مردم نصب كند و هم به فكر تهذيب و تربيت و تزكيۀ امّت باشد.» 1
مكه در جغرافياى جهان
نقش محورى كعبه در وحدت امّت مسلمان و موقعيت شهر مكه و حرم و مركزيّت آن در جغرافياى معنوى جهان اسلام،شايان توجه است.
چنانكه مىدانيم،هر كشورى عاصمه و مركزى دارد كه ديگر نقاط كشور را زير پوشش حكومت مركزى قرار مىدهد.اين مركز بگونهاى انتخاب مىشود كه ارتباط و دسترسى به آن براى همۀ مردم علىالسويه ميسّر باشد.
و از آنجا كه حكومت اسلامى بر پايۀ توحيد،در قلمرو كشورهاى بدون مرز است، انتخاب مكۀ معظمه به عنوان«اُمّ القراى جهان اسلام»و كعبه به عنوان«نماد وحدت امّت»و تمركز حكومت الهى و نقطۀ جمع يك صدفه واتفاق نبوده بلكه يك گزينش حساب شدۀ زيبا و ظريفى است كه به لحاظ موقعيت مكانى وجغرافياى خاص صورت گرفته است.
به عبارت ديگر:مكه و ديگر شعائر ومشاعر حج،همچون ميقاتها،عرفات،مشعر، منا و خانۀ كعبه،در نقطهاى از زمين قرار دارند كه علاه بر قداست و ريشۀ تاريخىشان، دسترسى به آنها براى مردم جهان آسانتر از هر نقطۀ ديگر ميسّر مىگردد؛از قارۀ آسيا و آفريقا گرفته،كه بيشترين جمعيت اسلامى را در خود جاى داده،تا اروپا و آمريكا و استراليا و شبه قارۀ هند و...كه عمدۀ جمعيت انسانى را در بر دارد.
بدين ترتيب مكه مركز است و به تعبير دقيق قرآنى «اُمّ القُرى» و مادرِ همۀ شهرها