109اميد در اين ميعادگاه عشق و محبت گرد مىآيند،فرصت بىمانند و مناسبى را فراهم مىسازد كه در اين جمع بىنظير،به مسائل مشترك و حياتى خود بينديشند و به منافع مادى و معنوى كه قرآن بدان اشارت كرده دست يابند:
لِيَشْهَدُوا مَنٰافِعَ لَهُمْ وَ يَذْكُرُوا اسْمَ اللّٰهِ فِي أَيّٰامٍ مَعْلُومٰاتٍ.... 1
اگر به خطابهاى قرآن در امر به اين فريضه بنگريم،خواهيم ديد كه آيات دعوت به حج،از آغاز متضمن مفهوم اجتماعى فراگيرى است و مخاطبين آن«ناس»يعنى تودههاى انسانىاند؛نظير آيۀ: وَ أَذِّنْ فِي النّٰاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجٰالاً وَ عَلىٰ كُلِّ ضٰامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ . 2كه منادى حج،حضرت ابراهيم عليه السلام،مردم را از اعماق زمين فرا مىخواند تا پياده و سواره،از همه جا و با هر وسيله و از هر طبقه رهسپار حج شوند.
و آيه: وَ لِلّٰهِ عَلَى النّٰاسِ حِجُّ الْبَيْتِ... 3و نظاير آن،كه حج خانۀ خدا را بر مردمى كهداراى استطاعتاند فرض دانسته و استطاعت در مرحلۀ نخست،يك شرط عقلى است و محدوديت آن تابع شرايط ويژۀ فرد است نه چيز ديگر.
حج ادامۀ فلسفۀ جماعت و جمعه و عيد است و نيز فراگيرترين عامل جهت جلوگيرى از پراكندگى مسلمين از هر ملت و كشور است.بدينسان حج به عنوان يكى از اركان عملى اسلام،در بنيان وحدت جامعۀ اسلامى و حركت آن جايگاه اساسى دارد، به ويژه آنكه مسلمانان همگى حج را به عنوان يك فريضۀ اسلامى،تا روز قيامت مىشناسند و هر روز با عظمتتر از گذشته در برگزارى آن مىكوشند.
بدين ترتيب مىتوان گفت:حج پرشكوهترين تجلّى قدرت جهانى اسلام است براى همۀ عصرها و نسلها.
حج مناسبترين مجال است كه افراد و گروهها و ملتها و دولتهاى اسلامى با تقوا و نيكوكارى،به همدلى و هميارى،تعهد و تضامن،تناصح و تعاون،امر به معروف و نهى از منكر،جهاد و دعوت الىاللّٰه،يارى ستمديدگان و طرد ستمكاران،اقامۀ عدل و