59و اشاره كرد كه اين فرصت تكرار نخواهد شد و مسلمانان ديگر با حضور وى حج نخواهند كرد.
ب-حَجّة البلاغ؛ پيامبر با استفاده از اين فرصت،طى مناسك حج،بار ديگر كليات پيام وحى را به سمع مسلمانان رساند و مهمترين و جامعترين مسألۀ بشرى را كه رهبرى و امامت است،در عمل به نمايش گذاشت.همانطور كه توضيح خواهيم داد،با گفتارى صريح ابلاغ فرمود و در خطبۀ پايانى،بارها فرمود:«اَلاٰ هلْ بلّغتُ؟»
ج-حَجّة التمام؛ در جريان اين سفر الهى و مناسك توحيدى،آيۀ اَلْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ نازل گرديد و به اين مناسبت،اين حج پيامبر نام«حجةالتمام»كه نشانگر اتمام دين و به نمايش گذاردن همۀ دين و تمامى پيام اسلام بود به خود گرفت.
د-حَجّة الاسلام: ابن سعد در طبقات مىگويد:ابن عباس كراهت داشت نام «حجّةالوداع»بر حج رسول خدا بنهد و خود،آن را حجّةالاسلام مىناميد.شايد اصرار وى از آن جهت بود كه بزرگترين شاخص حج پيامبر آن بود كه در طى مناسك حج،اسلام با تمام محتوايش به نمايش گذارده شد و در برابر حج شركآلود جاهلى،حج صحيح ارائه گرديد.
خصوصيات چشمگير«حجّةالوداع»نشانگر اين حقيقت است كه پيامبر در قالب مناسك حج و در طى اين جريان باشكوه،تمامى قدرت اسلام و عظمت مسلمانان و نقش رهبرى را به نمايش گذاشت.و تجلى روح توحيد را در ايجاد همبستگى با شكوه و استحكام و استوارى و يك سو و يك جهت بودن هدفها و خلوص و پاكى نيتها و خدايى شدن همۀ حركتها و تلاشها ارائه داد.و دشمنان را در برابر اين همه عظمت و قدرت و معنويت به خضوع و احساس عجز واداشت.
با فتح مكه،تشكّل دشمنان اسلام و سردمداران شرك و الحاد و سران سلطهجوى قريش متلاشى گرديد.ولى نيروهاى پراكندۀ بازمانده از برخوردهاى گذشته،بدون تشكل ظاهرى در اطراف و اكناف مترصّد فرصتى مناسب براى سازماندهى جديد و تدارك هجوم و يورش مجدد بودند.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله با چنين نمايش قدرت ظاهرى و عظمت معنوى،آنان را از نوع فكر شيطانى بازداشت و نسبت به هرگونه موقعيتى در زمينۀ