357
مُسَاءَلَتِكُمْ عَنْ ذَلِكَ وَ لَأَقَامَ فِي كَثِيرٍ مِنْكُمْ مِنْ أَهْلِ النِّفَاقِ حَدَّ اللَّهِ». 1
و همچنين اين روايت،از نظر شناخت آن دوران و نسبت شيعيان با ساير مردم بسيار مفيد و آموزنده است:قال الصادق عليه السلام:
«اتَّقُوا عَلَى دِينِكُمْ فَاحْجُبُوهُ بِالتَّقِيَّةِ فَإِنَّهُ لاٰ إِيمَانَ لِمَنْ لاٰ تَقِيَّةَ لَهُ إِنَّمَا أَنْتُمْ فِي النَّاسِ كَالنَّحْلِ فِي الطَّيْرِ لَوْ أَنَّ الطَّيْرَ تَعْلَمُ مَا فِي أَجْوَافِ النَّحْلِ مَا بَقِيَ مِنْهَا شَيْءٌ إِلاّٰ أَكَلَتْهُ». 2
درس زندگى
در زندگى پر بركت امام صادق عليه السلام دهها و صدها واقعۀ درسآموز وجود دارد كه براى همۀ مسلمين،در همۀ زمانها و مكانها سازنده و راهگشاست.براى رعايت اختصار، به چند مورد اكتفا مىشود:
1-مردى محضر امام صادق آمد و گرفتارى شخصى خود را دربارۀ كرايۀ منزل يا مركبش عرضه داشت.امام عليه السلام به صفوان دستور داد:بىدرنگ به يارى اين مرد بشتاب و گره از كارش بگشا! صفوان حركت كرد و آن كار را به انجام رساند و برگشت.
امام صادق عليه السلام پرسيد:چه شد؟ صفوان عرض كرد:خداوند اصلاح كرد.امام صادق عليه السلام فرمود:اى صفوان! بدان همين كارى كه تو انجام دادى و درنظر تو در ظاهر بسيار كوچك و ناچيز جلوه مىكند و وقت و نيروى بسيار كمى از تو گرفت،از هفت شوط طواف به دور خانۀ كعبه،بهتر و باارزشتر است. 3
2-مردى به حضور امام صادق عليه السلام آمد و گفت:خوابى ديدهام.ديدم مثل اينكه يك آدم چوبى بر يك اسب چوبين سوار است و شمشيرش را در فضا حركت مىدهد.من از