348پشتيبانى پنهانى امام صادق عليه السلام قرار گرفتند اما در ظاهر امام عليه السلام با آنان ارتباطى نداشت.
قيام زيد بن على عليه السلام در سال 122 هجرى و قيام يحيى بن زيد در سال 125 هجرى در دورۀ اموى و قيام محمّد معروف به نَفْس زكيّه در سال 145 هجرى و قيام ابراهيمبن عبداللّٰه (شهيد باخمرى) در همان سال (145 هجرى) در دورۀ عباسى واقع شد.هر چهار قيام به شكستِ ظاهرى و شهادت رهبران آن (چهار شيعى حسينى) انجاميد امّا دو قيام اوّل،مردم را هر چه آگاهتر كرد و مقدمات زوال حكومت اموى را هر چه بيشتر فراهم نمود و دو قيام ديگر به مردم اميد بخشيد و امّت ستمگران را درهم شكست.
يكى ديگر از ويژگيهاى عصر امامت امام صادق عليه السلام،جنگ عقايد و نهضتها و انقلابهاى فكرى و اعتقادى بود؛از جملۀ زنديقها كه منكر خدا و دين و پيغمبر بود و گرايش مادّى داشت،ابن ابى العَوجاء بود.فقهايى چون ابوحنيفه دين را بر اساس نظر شخصى خود و رأى و قياس ناروا بيان مىكردند و حكم مىدادند.تصوّف و متصوّفه نيز در اين عصر سعى داشتند كه اسلام را وارونه جلوه دهند و انحرافاتى داشتند.در اين دوران بازار قرآن و تفسير قرآن بر اساس آراء شخصى و ذوق و گرايشهاى گروهى رواج بسيار داشت و همچنين بحثهاى كلامى مثل جبر و اختيار بشدّت و به وسيلۀ متكلّمان گوناگون مطرح مىگرديد.
خورشيد هدايت
در اين عصرِ پُرفتنه،كه اشارهاى به آن شد،امام صادق عليه السلام در برابر همۀ انحرافها و شيطنتها و نادانىها ايستاد و چراغى فروزان فراروى حقّ طلبان گرديد و راه را از بيراه باز شناساند و با ايمان و عمل صالح خود به شيعيان و آزادگان درس زندگى آموخت و شور و نشاط و اميد به حياتِ سازندۀ اسلامى بخشيد.
امام صادق عليه السلام در اين عصر چند كار مهمّ و اساسى انجام داد:
الف - باتهذيب نفس واخلاق اسلامى وانسانىخود،چهرۀ نورانىانسان تربيت شدۀ اسلام وقرآن رابه همگان نشان داد و الگو شد.بهطورىكه مالكبنانس مىگويد: «مٰا رَأَتْ عَينٌ وَ لاٰ سَمِعَت اذُنٌ وَ لاٰ خَطَر عَلى قَلْبِ بَشَرٍ افْضَلَ مِنْ جَعْفَر بن مُحَمّد» و يا شهرستانى