281
1-وصيت سعدبن ابى وقاص
مورّخان و شرح حال نويسان دربارۀ محل دفن سعدبن ابىوقاص 1مطلبى را نقل نمودهاند كه اجمال آن اين است:
او در اواخر عمرش يكى از دوستانش را به زاويۀ شرقى خانۀ عقيل در كنار بقيع برده و از وى خواسته است خاكهاى سطحى زمين را كنار بزند سپس چند عدد ميخ كه به همراه داشته بعنوان علامت و نشانه به آنجا كوبيده و وصيت نموده است بدن او را در آن محل بهخاك بسپارند و پس از مدتى كه در قصر خود در وادى عقيق و بيرون شهر از دنيا رفته،بدنش را به مدينه منتقل و طبق وصيت او در همان محل كه علامت گذارى و ميخكوبى شده بود دفن نمودهاند(فَوَجدوا الاَوْتٰادَ فَحَفَروُا لَهُ هُنٰاكَ وَ دَفَنوهُ). 2
2-ابوسفيان در فضاى بيرون خانۀ عقيل:
شرح حال نويسان همچنين دربارۀ ابوسفيان 3نقل نمودهاند كه روزى عقيلبن ابىطالب ابوسفيان را،كه سخت مريض بود ديد،كه در ميان مقابر (خصوصى) قدم مىزند،علت اين امر را از وى سؤال نمود،ابوسفيان پاسخ داد در پى محل مناسبى هستم كه مرا در آنجا بهخاك بسپارند،عقيل او را بهسوى خانۀ خود هدايت و در فضاى بيرونى اين منزل محلى را مشخص نمود كه در آن محل براى ابوسفيان قبرى آماده گرديد و پس از چند روز كه از دنيا رفت در همان قبر بهخاك سپرده شد.(وَ امَرَ بِقَبْرٍ فَحُفِرَ في قاعَتِها 4وَدُفِنَ فيها). 5